ردکردن این
۹۲ / ۱۰۰

تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی چیست؟ ۳ اصل اساسی!

ارسلان پورحلاجی

ارسلان پورحلاجی

عکاس صنعتی و تبلیغاتی

مقالات زیادی در رابطه با تفاوت عکاسی و صنعتی و تبلیغاتی چیست؟ وجود دارد که کم و بیش به یکدیگر شباهت دارند، در این مقاله قصد دارم نگاهی عمیقتر و عمل گرایانه تر نسبت به سوال تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی چیست؟ داشته باشم. تعریف من از  تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از لابلای نقدهایم به تعریف کلیشه ای در می آید پس در ادامه مطلب با من همراه باشید.

یک تعریف ساده !

عکاسی صنعتی و تبلیغاتی: دو دنیای مجزا در عرصه ی تصویر

عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی، هر دو زیرشاخه‌هایی از دنیای عکاسی هستند که با اهداف و کاربردهای متفاوتی به ثبت تصاویر می‌پردازند.

عکاسی صنعتی بر روی نمایش دقیق و مستندگونه ی یک محصول، فرآیند یا محیط تمرکز دارد. هدف این نوع عکاسی، ارائه ی اطلاعات و جزئیات به طور کامل و بدون اغراق است و مخاطبان آن را بیشتر متخصصان و افرادی تشکیل می‌دهند که نیاز به شناخت دقیق یک موضوع خاص دارند.

در مقابل، عکاسی تبلیغاتی با هدف جلب توجه و متقاعد کردن مخاطب به خرید یا انجام یک اقدام طراحی می‌شود. در این نوع عکاسی از تصاویر خلاقانه، چیدمان‌های جذاب و نورپردازی‌های چشم‌نواز برای برجسته کردن ویژگی‌های مثبت یک محصول یا خدمات و تحریک احساسات مخاطب استفاده می‌شود.

به طور خلاصه، عکاسی صنعتی به دنبال روایتی صادقانه و مستندگونه است، در حالی که عکاسی تبلیغاتی به دنبال خلق داستانی اغواکننده و متقاعد کننده برای مخاطب خود می‌باشد.

آیا پاسخ به سوالتان را گرفته اید؟! من که میگویم، خیر!

در تعریف ساده از تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی تناقضات فراوانی وجود دارد، جایی که باید پرسید در عکاسی صنعتی که در خدمت تبلیغات قرار میگیرد آیا از اغواگری پرهیز میکنیم؟ برای یک فریم عکس صنعتی که روایتگر شیوه تولید است زوایای مختلف را نمی سنجیم و گاه به اصلاحات و بازنگری های اساسی دست نمیزنیم ؟ بارها برای یک فریم عکس صنعتی کارخانه ای را به هم ریخته ام، با مساعدت و همکاری مدیران کارخانه بسیاری از ماشین آلات را تعمیرات اساسی و رنگ آمیزی کرده ایم و از پوتین پای کارگران تا عینک ایمنی را با وسواس فراوان انتخاب و به کار گرفته ام تا نظم، هماهنگی و  یا بعضا بهداشت را در یک محیط صنعتی به تصویر بکشم، تصویری کارگردانی شده و عمدتا به دور از واقعیت آن کارخانه! با چیدمانی وسواس گونه تر از تعریف کلیشه ای عکاسی تبلیغاتی!

annie leibovitz

Annie Leibovitz

Joe McNally

Joe McNally

۱۵ عکاس معروف حوزه عکاسی صنعتی و تبلیغاتی به نقل از سایت weedit.photos که توضیحات و پروژه های نمایش داده شده از هر عکاس میتواند ذهن مارا برای آشنایی هر چه بهتر با حوزه عکاسی صنعتی و تبلیغاتی یاری کند

وقتی از مستند میگوییم از چه حرف میزنیم!

نکته بعدی در رد تعریف کلیشه ای تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی اشاره به مستند بودن این شاخه از عکاسی است! شما همانگونه که در عکاسی مستند حیات وحش یا مستند خیابانی اقدام به عکاسی میکنید در عکاسی صنعتی هم عمل میکنید؟ به بیان ساده تر آیا برای ثبت تصویر یک نیروی انسانی در تاسیسات صنعتی منتظر می مانید تا او در سیر فعالیتهای شیفت کاریش اقدامی بکند و شما از او با سرعت بالای شاتر عکسهای پیاپی بگیرید و اگر هم نتیجه مطلوبتان حاصل نشد، ۴۵ روز بروید ، بیایید و کمپ کنید تا بالاخره یک عکس مناسب ثبت کنید؟! جواب واضح است. قطعا چنین نمیکنید و وقتی چنین نیست پس شما هیچ روندی را بدون کارگردانی خود از پیش نمی برید حتی ممکن است نفری مربوط به تعمیرات برق را بخاطر هیبت مناسب و چهره بهتر برای عکاسی در تاسیسات مکانیکی بکار بگیرید! به همین راحتی! پس بیاید روراست باشیم یک عکاس صنعتی و تبلیغاتی زبده و کاربلد همه اینها و بیشترش را انجام میدهد تا بسته به هدفش تصویری فوق العاده را ثبت کند، او کارگردان لحظه ای است که شاید هرگز در محیط صنعتی به خودی خود اتفاق نمی افتد!

تمام حرف من این است روایت ما در عکاسی صنعتی مطلقا صادقانه و مستند نیست، در ۹۹ درصد از کارخانه های کوچک و بزرگ دولتی و خصوصی نیروهای کار به موارد ایمنی باور ندارند و لباس کارشان مطلقا یک شکل و مرتب نیست، بعضا لباسهای کار نامنظمی دارند که دلیل انتخابشان سوراخهای بیشتر برای عبور بهتر هوا در فصل های گرم است ، ماشین آلات عموما با بی توجهی کثیف و نامرتب اند و زیر خروارها خاک مخفی شده اند . علارغم داشتن انواع ایزوها در مدیریت و ایمنی محیط کار مملو از ضایعاتی است که با استدلال هر چیز که خار آید روزی به کار آید! سی سال است گوشه ای از فضای کارخانه یا کارگاه را اشغال کرده است و چون سیاه چال ده ها و صدها زباله دیگر را هم گرد خود آورده است! عمدتا مواد اولیه برای گرفتن بهانه از نیروی کار کنار خط تولید دپو شده و عجیب تر که محصول نهایی هم همانجا دپو میشود که زحمت جابه جایی اش کم شود!

در مورد عکسهای خام هم به همین شکل است اینکه ما تعریفمان در حدی است که ما محصولات را اگر در بکگراند ساده و تکرنگ عکاسی کنیم پس مستند است و روایتی صادقانه ارائه کرده ایم کاملا به بیراهه رفته ایم . همان محصول که در بکگراند ساده عکاسی میشود پیش از عکاسی از میان بسیاری از محصولات دیگر انتخاب شده و سعی شده بهترین محصول و نزدیکترین حالت به حالت استاندارد محصولی که مشتری خواهد دید و تجربه خواهد کرد برای عکاسی در نظر گرفته شود. محصولی که خط و خش کمی دارد و مطلقا زنگ نزده یا اثر ضربه خوردگی و لب پریدگی ندارد که اگر داشته باشد در ادیت معمولا روتوش میشود که بازهم بر مستند نبودن اثر نهایی دلالت خواهد کرد

تفاوت عکاسی و صنعتی و تبلیغاتی چیست؟

هر عکسی داستانی دارد که سعی در روایتش دارد!

دربسیاری از تعاریف از داستان گویی عکاسی تبلیغاتی در برابر عکاسی صنعتی صحبت شده است! اگر کتاب “اتاق روشن” رولان بارت را خوانده باشید دریافته اید که تصاویر چیزی جز متن نیستند! هر عکسی وحله اول حاوی متن است، و اگر قابلیتش را داشته باشد حاوی یک داستان! پس فرقی نمیکند شما عکس صنعتی یا تبلیغاتی گرفته باشید ، مستند حیات وحش یا عکس ورزشی؛ شما در تمام مراحل در حال داستان گفتن هستید، پس این نیز تعریف درستی برای تعریف تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی نیست!

در نهایت در تعریف درست ما باید یک عکاس صنعتی و تبلیغاتی را عکاس بدانیم و این را ملکه ذهن کنیم که او شیوه و منشی برای بیان داستانش دارد ، همان چیزی که آنرا سبک و سیاق هنری می خوانیم و باعث میشود آثار یک هنرمند از هنرمندی دیگر قابل تشخصی شود. اصولا امر تبلیغات نمیتواند محدود به افرادی خاص باشد و نمیتوانیم منحصرا یه نوع روایت را امری تبلیغاتی و مابقی را عکاسان سایر شاخه ها بخوانیم . ممکن است به ذات یک پروژه یک عکاس مستند خیابانی بخورد و برای پروژه ای دیگر یه عکاس پرتره خبره .

برای مثال یادمان باشد ابراهیم گلستان در استودیوی پیشرویش سالهای سال در حال ساخت مستندهایی در حوزه نفت و انرژی بود که اصالتا برای معرفی و تبلیغ فرصتهای بالقوه صنعت انرژی ایران ثبت شده بودند اما در طول زمان تبدیل به مستندها موثقی برای روایت یک پیشرفت بزرگ بودند و حالا بیشتر به مستندات تاریخی شبیه اند! اینجا نقش ابراهیم گلستان نه صرفا یک مستند ساز است و نه یک کارگردان فعال دز حوزه تبلیغات صنعتی ، اون هنرمندی است که با ابزار تصویر روایت خود را خلق نموده است فارغ از استفاده ای که خواهد داشت.

آنچه در بالا گفتم در پروژه های عکاسی تبلیغاتی خارج از ایران نمود بیشتری دارد، برای عکاسی از جورج کلونی در پروژه تبلیغاتی نسپرسو قطعا استودیوی به کار گرفته شده که با عکاسی پرتره از بازیگران و افراد مشهور آشنایی کامل دارد و شاید بتوان گفت عکاس مدلینگ نقش پر رنگ تری در این کمپین تبلیغاتی به عهده گرفته است. صفحات مجلات عامه پسند آمریکایی پر است از تصاویر اغوا کننده از بازیگران و مدلهای خانم و آقا که عکسشان هیچ ارتباط مستقیمی با محصول ندارد. این گونه عکسها در چه ژانری قرار میگیرد؟ چرا ذیل تعریف ساده عکاسی صنعتی و تبلیغاتی معنا نمی شوند؟

نور، قلم موی عکاس صنعتی و تبلیغاتی است!

در تعاریف مختلف عکاسی صنعتی و تبلیغاتی برای تلاش به تفکیک این دو از هم نور را هم بهانه کرده اند، نورپردزای چشم نواز در برابر نور پردازی معمولی لابد! چه فرقی میکند در چه ژانری عکاس هستید ؟! مگر عکاسی چیزی جز نقاشی با نور است؟ هرآنچه از تکنیک در عکاسی میدانیم مربوط به نور و مدیریت آن است؛ پس خیلی فرقی ندارد در حال عکاسی از چه قابی هستید همیشه اولویتتان باید روی کنترل نور در چارچوب قاب و راستای محتوایتان باشد. نورپردازی در عکاسی صنعتی و تبلیغاتی، در واقع عبور از چالشها است، اگر در استودیو باشید پیچیدگی های کمتری دارید و اگر خارج از محیط استودیو قطعا نورپردازی پییچده تری را تجربه خواهید کرد.

عکاسی صنعتی و تبلیغاتی

نگاه خلاقانه به نور همه چیز عکاسی صنعتی و تبلیغاتی است، در اصل خلاقیت در رفع چالش ها است اینکه چگونه از یک جسم براق در استودیو عکاسی کنید که چون آینه همه محیط را در خود نمایش میدهد تا عکاسی از نیروی کار در محیط کاریش با منباع نوری مختلف و همسو کردن منابع نوری عکاسی با نور محیط؛ اینها همه اش به خلاقیت عکاس برمیگردد، خلاقیت در استفاده از ابزار در دسترسش.

تعریف درست چیست؟

هر آنچه پیشتر، در نقد تعریف تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی بیان کردم به گونه ای تعریفی است که خود در ذهن دارم، اما اگر بخواهم تعریف خودم را سر راست بیان کنم باید اعتراف کنم من به عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی به صورت منفک از هم اعتقادی ندارم چون تمام تعاریف در تناقض با هم قرار میگیرند مگر آنکه این عنوان طولانی را زیر مجموعه عنوان انگلیسیCommercial Photography قرار دهیم که تعریف دقیق تری ارائه میکند:

Commercial photographers work with businesses, companies, and advertising agencies to create images designed to sell products or services. They can take photos of objects, people, places, or events and often work with professionals to ensure the images meet the client’s needs.

عکاسان تجاری با مشاغل، شرکت ها و آژانس های تبلیغاتی برای ایجاد تصاویر طراحی شده برای فروش محصولات یا خدمات همکاری می کنند. آنها می توانند از اشیاء، افراد، مکان ها یا رویدادها عکس بگیرند و اغلب با متخصصان کار می کنند تا اطمینان حاصل کنند که تصاویر نیازهای مشتری را برآورده می کنند.

این نگاه درست تری است، حتی میتواند عنوان بهتری برای عکاس صنعتی و تبلیغاتی باشد جایی که همه خلاقیت یک عکاس صنعتی و تبلیغاتی خرج یک پروژه (محصول یا خدمات محور) میشود!

اگر بخواهم تعریفم را در قالب عنوان عکاسی صنعتی و تبلیغاتی بیان کنم از تفکیکی که سالهاست استفاده کرده ام بهره میبرم . من عکاسی صنعتی را عکاسی از خط تولید ، عکاسی کارخانه، عکاسی داستان تولید میدانم ، عکاسی صنعتی داستان تولید محصول یا ارائه خدمات را بیان میکند و به مشتری کمک میکند به محصول اعتماد کند، ویژگی هایی از محصول را ببیند که در خط تولید خلق میشود، عکاسی صنعتی به رقبا میفهماند حریفشان چقدر نظم دارد چه قدرت تولیدی است و برنامه اش برای توسعه فعالیت چقدر بلندپروازانه است؛ پشت بند این تعریف عکاسی تبلیغاتی با همان بضاعت فنی محصول را معرفی میکند ویژگی هایش را نشان میدهد و سعی میکند داستان این را روایت کند که با داشتن محصول شما قادر به تجربه چه چیزی هستید ، هر دوی عکاسی صنعتی و تبلیغاتی در خدمت تبلیغات است و برای آگاهی دادن در چارچوب ذهنی مدیر رسانه آژانس تبلیغاتی به کار گرفته میشوند و در این تعریف فرقی نمیکند برای عکاسی یک خودرو آنرا به سراسر ایران ببرید و کنار اماکن تاریخی ازش عکاسی کنید یا توی استودیو بازار هدف و مصرف کنندگان واقعی آن خودرو را برای همزاد پنداری مشتری های واقعی به تصویر بکشید.

عکاس تجاری چه می داند و چکار می کند؟

همه چیز را در مورد عکاسی صنعتی و تبلیغاتی نگفتیم! خیلی از تعاریف و استاندارد ها هستند که بیان نشده اند از پروپوزالی که ارائه میشود و زبان تصویری که برای یک پروژه بخصوص تعریف می شود تا انتخاب تجهیزات، شیوه نورپردازی تا مراحل ادیت، همه و همه نیازمند ریز بینی و دقتی است که به ژانر عکاسی تجاری و زمینه ای که امکانات و مهارتهایش را دارید بستگی دارد، یک عکاس تجاری خُبره خوب می داند کجاها زمین بازی اوست و کجا نیست (نکته ای  که افراد مبتدی نمی دانند!) پیشتر در مطلب “۳ نکته مهم در کسب درآمد از عکاسی!” به تفصیل در مورد آن صحبت کرده ام ما به عنوان یک عکاسی تجاری یا همان عکاس صنعتی و تبلیغاتی باید بدانیم در چه ژانری از این حیطه تجربه و امکانات لازم را داریم، من باید بدانم که یک عکاس تجاری هستم که میتوان عکاسی غذا و منوی رستوران را انجام دهم، عکاسی صنعتی و همینطور عکاسی تبلیغاتی از محصولات صنعتی و مصرفی را به عهده بگیرم اما امکانات و تجهیزات عکاسی تبلیغاتی از جواهرات یا پوشاک زنانه را ندارم! من استودیویی برای عکاسی از خودرو یا تجربه مفید در چالشهای عکاسی خودرو را ندارم پس سعی کنم با تجربه و امکانات دیگران به حوزه هایی جدید ورود کنم تا همیشه قادر باشم بهترین نتیجه کار را برای مشتریانم تضمین کنم!

در پایان خوشحال میشوم شما هم نظرتان را در زیر همین مطلب عنوان بفرمایید، قطعا نظرات شما سبب خواهد شد که کلیت بحث سیقل و جلای مناسب تری پیدا کند و نهایتا آگاهی بهتری را برای جامعه عکاسان حاصل نماید.

برخی از پروژه های عکاسی صنعتی و تبلیغاتی دریم استودیو

  • همه
  • عکاسی تبلیغاتی
  • عکاسی صنعتی
  • عکاسی غذا و مواد غذایی
  • عکاسی معماری

هنوز نظری ثبت نشده،نظر خود را ثبت کنید!


افزودن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2Q==